نفس خواهم کشید لحظه لحظه های بودنم را

کلیک کن حالشو ببربیا توووو

 

 

ماه من.... سلام!

سلام دوستای گلم!

خیلی وقت بود که نمی تونستم یه دل سیر

تو نت سیر و سیاحت کنم! فردا ترممون تموم میشه و

ما هم یه نفسی می کشیم!

javahermarket

 

غضنفر هنوز با خودش درگیره که چرا

خواهرش ۲ تا برادرداره

خودش یکی !

.................

تنهایی یعنی اینکه وقتی برات اس ام اس میاد ،

 مطمئنباشی که از طرفه ایرانسله !

....................

پدر : پسرم چرا از من و مامانت فاصله گرفتی ؟

 چرا بامادرت قهری ؟

پسر : اگه فاصله افتاده ! اگه من با ننم قهرم ،

 توکاری با ننم کردی ، که فکرشم نمیکردم !

....................................

غضنفر میره اونطرف خاکریز دستشویی بکنه

یهو میبینه دوتا فرشته دارن میبرنش بالا

میگه : چی شده خواهرا ؟

میگن : برادر ریدی رو مین !

 

........................................ 

 

در این شبهای عزیز و با برکت سر سفره افطار دستاتوبالا ببر و

 

برای رضای خدا همون جا نگهدار تا بقیه هم یه لقمهبخورن !

..............................

شکایت غضنفر از خدا :

ای خدا تو که پول نداشتی چرا مهمونی

 گرفتی از گرسنگیمُردیم!!!

 

 ...............................

 

ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید

شامپو یـــــد الله !

...........................

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین

 چیزای دنیا همیشهیکین ؟

ماه یکیه خورشید یکیه

زمین یکیه خدا یکیهمادر یکیه پدر یکیه

منم یکی هستم !

....................

می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای

 متاهل عمر میکنند

اما مردهای متاهل بسیار بیشتر

 از مردهای مجرد آرزویمرگ میکنن!

......................................

 The ''L I TT L E'' Things of Life
چیـــزهای کوچـــک زنــدگی



After Sept. 11th one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the Twin Towers to share ! their available office space

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند

گروه  اینترنتی    پرشین  استار | www.Persian-Star.org

At a morning meeting, the head of security told stories of why these people were alive and all the stories were just

در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود
...
..
.


As you might know, the head of the company survived that day because his son started kindergarten
مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود
و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت


Another fellow was alive because it was his turn to bring donuts
همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد


One woman was late because her alarm clock didn''t go off in time
یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد

One of them missed his bus
یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد


One spilled food on her clothes and had to taketime to change
یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباسش تاخیر کرد


One''scar wouldn''t start
اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود


One went back to answer the telephone
یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد


One had achild that dawdledand didn''t get ready as soon as he should have
یکی دیگر تاخیر بچه اش باعث شده بود که نتواند سروقت حاضر شود


One couldn''tget a taxi
یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود


The one that struck me was the man who put on a new pair of shoes that morning, took the various means to get to work but before he ! got there, he developed a blister on his foot. He stopped at a drugstore to buy a Band-Aid. That is why he is alive today

و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد و به همین خاطر زنده ماند!


Now when I amstuck in traffic
miss an elevator
turn back to answer a ringing telephone
all the little things that annoy me
I think to myself
this is exactly where God wants me to beat this very moment

به همین خاطر هر وقت، در ترافیک گیر می افتم
آسانسوری را از دست می دهم
مجبورم برگردم تا تلفنی را جواب دهم
و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد
با خودم فکر می کنم
که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم


Next time your morning seems to begoing wrong
the children are slow getting dressed
you can''t seem to find the car keys
you hit every traffic light
don''t get mad or frustrated
God is at work watching over you

دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است
بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند
نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید
با چراغ قرمز روبرو می شوید
عصبانی یا افسرده نشوید
...بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست

 

  اینجا خبریه؟

 

 

 

 


عواقب مصرف شکر:

 


بدن انسان سالم از هرجواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپ

 

۱شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد.

 

 پس از هر بار مصرف محصولاتشکردار گلبولهای

 

 سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و

 

تا  ۲  الی  ۵  ساعت بدنکاملا آماده آلوده

 

 شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود.

 

طبق تحقیقات پس از هربار خوردن چیزی 

 

 شیرین سیستم ایمنی بدن تا  ۷۵٪  کارایی

 

 خود را از دست می دهد و ایندقیقا بهترین

 

زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

 

۲- شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد.

 

 چرا ؟ شکر ماده ای استفاقد ویتامین- فاقد مواد

 

 معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن

 

 انسانقادر به هضم و جذب آن نیست از این رو

/ 35 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیانا کیانمنش

عزیزم من پست اولم رو به صورت دائمی واسه همین کار قرار دادم .حتما بهشون سری بزن

آرامش

سلام دوست خوبم پستت فوق العاده بود کامل کامل[گل]

حدیثه.آ

سلام ستاره جون من یک وبلاگ درباره یسلنا گومز درست کردم بزنی رو اسمم میاد باییییییییییییی راستی آپتم خوندمممم[ماچ]

حدیثه.آ

سلام ستاره جون بیا تو ایمیلتتتتتتت

ملینا زرین آباد

سلام ستاره جون ببخشید من بهت سر نزدم ولی شما من رو یه عالمه شرمنده کردین[نیشخند]

داداش هادی

سلام آبجی حالت خوبه؟ میبینم که تو هم مثه من رو اوردی به این تبلیغاتها[نیشخند] آبجی یه اهنگ خوندم میای؟ منتظرت میمونم

علی (پرهام )

سلام دوست عزیز - خوبی نوشته خیلی زیبا و جالب بودند یه پیشنهاد رنگ نوشته هاتو جوری کن که خوانا باشند چون خوانده نمی شوند . با ارزوی موفقیت - فعلا

SPALB

سلام ستاره جان عجب تبلیغستانی کردی ها!!! اگه توش نون داره بگو ما هم بزنیم تو این کار وانتیم (واردیم) ها!!![چشمک] راستی اون قضیه ی 18 سال واسه چایی رو نفهمیدم[نیشخند] مراقب خودت باش... .[گل]